ارتباط به طریق پروتکل I2C فقط به دو سیم نیاز دارد. اما این دو سیم در بهترین حالت توانایی آدرس دهی 1024 وسیله را دارند. این پروتکل برعکس SPI می تواند چند master داشته باشد. اما اآنها قادر به صحبت با یکدیگر نیستند و از یک باس برای ارتباط با slave ها استفاده می کنند. وسایل متصل به I2C میتوانند با فرکانس 100kHz تا 400kHz با هم ارتباط برقرار کنند که کمتر از سریال آسنکرون و SPI است. در این پروتکل بعد از ارسال هر 8 بیت داده یک بیت فراداده ACK یا NACK نیز فرستاده می شود. سخت افزار مورد نیاز برای استفاده از I2C پیچیده تر از SPI ولی ساده تر از سریال آسنکرون است و به لحاظ نرم افزاری به سادگی قابل اجرا است.

سیگنالها و سخت افزار

هر باس I2C از دو سیگنال تشکیل شده است: SCL که کلاک سیگنال است و SDA که داده سیگنال است. کلاک توسط master تولید می شود. برعکس آسنکرون و SPI درایورهای باس در I2C از نوع Open Drain هستند. یعنی می توانند خط سیگنال را low کنند اما توانایی high کردن آن را ندارند. بنابراین امکان آسیب دیدن درایور وسایل زمانی که یکی بخواهد سیگنال را high و دیگری بخواهد آن را low کند وجود ندارد و اتلاف توان هم کاهش می یابد. هر سیگنال با مقاومت پول آپ شده است تا در صورتی که هیچ وسیله ای نخواهد آن را low کند ، خود به خود high شود.

مقاومتهای پول آپ معمولا 4.7k هستد و در صورت نیاز کاهش می یابند. این پروتکل در فواصل کوتاه 2 تا 3 متری قابل استفاده است اما برای فواصل زیاد و یا سیستمی با تعداد زیادی وسیله مرتبط به باس، باید مقدار پول آپ را کاهش داد.

سطح ولتاژ سیگنالها

با توجه به اینکه درایورها سیگنال را high نمی کنند امکان اتصال وسایل با سطح ولتاژ ورودی و خروجی متفاوت وجود دارد. مثلا اگر ولتاژ تغذیه دو وسیله با هم تفاوت داشته باشند مقاومت پول آپ را به ولتاژ تغذیه پایین تر وصل می کنیم. البته این کار تنها زمانی مقدور است که این ولتاژ به اندازه کافی برای high کردن ورودی دستگاه دیگر بالا باشد. در غیر این صورت حتما باید از یک مدار یا قطعه تغییر سطح یا level shifter استفاده نمود.

پروتکل

پیام از دو قاب تشکیل می شود: قاب آدرس که master در آن مشخص می کند که پیام به کدام slave ارسال می شود و قاب ( یا قابهای ) داده که به صورت 8 بیتی تبادل می شوند. وقتی که SCL پایین می شود داده روی SDA قرار می گیرد و پس از بالا شدن SCL نمونه برداری می شود. زمان بین لبه کلاک و نوشتن یا خواندن داده تسط دستگاههای روی باس تعیین می شود و بسته به چیپ ها تغییر می کند.

شرایط شروع

برای آغاز یک قاب آدرس دستگاه master پایه SCL را بالا و SDA را پایین نگه می دارد. این باعث می شود همه slave ها متوجه شوند که قرار است یک داده تبادل شود. اگر دو تا master به طور همزمان بخواهند کنترل باس را در اختیار بگیرند دستگاهی که زودتر SDA را پایین نگه دارد کنترل باس را در اختیار می گیرد.

قاب آدرس

برای یک آدرس 7 بیتی ابتدا پرارزشترین بیت ارسال می شود و سپس بیت خواندن و نوشتن ارسال می شود که مشخص می کند قرار است داده خوانده یا نوشته شود ، 0 به معنای نوشتن و 1 به معنای خواندن است. بیت نهم این قاب بیت ACK و یا NACK است. وقتی هر هشت بیت قاب فرستاده شدند، دستگاه گیرنده کنترل SDA را به عهده می گیرد. اگر گیرنده پیش از نهمین پالس کلاک خط SDA را پایین نکشد به این معنی است که گیرنده داده را دریافت نکرده یا نمی داند چگونه آن را تجزیه و تحلیل کند. در این صورت فرایند متوقف می شود و بر عهده master است که در این باره تصمیم گیری کند.

قاب های داده

وقتی قاب آدرس فرستاده شد، ارسال داده می تواند اغاز شود. Master پالسهای کلاک را با فواصل زمانی مشخص تولید می کند و داده با توجه به وضعیت بیت R/W توسط master و یا slave روی خط SDA قرار می گیرد. تعداد قاب های داده دلخواه است و رجیستر داخلی بیشتر دستگاه های slave به طور خودکار افزایش می یابد.

شرایط توقف

وقتی همه قاب های داده فرستاده شدند، master شرایط توقف را تولید می کند. به این طریق که ابتدا SCL از 0 به 1 می رود و در همین وضعیت می ماند و SDA نیز از 0 به 1 می رود.

گیت منطقی Or

بدون دیدگاه

گیت OR که همان یای منطقی است، باعث می شود که اگر فقط یکی از ورودی ها مقدار منطقی صحیح یا همان True داشته باشد خروجی نیز True شود. بنابراین تنها در صورتی مقدار خروجی برابر غلط یا False خواهد شد که همه ورودی ها False باشند.

عملکرد این گیت مشابه شکل زیر است که با وصل شدن هر یک از کلیدها لامپ روشن می شود:

مدار ترانزیستوری زیر طرز کار گیت OR را شبیه سازی می کند:

در صورتی که +5 ولت را معادل 1 منطقی یا همان True و 0 ولت را همان 0 منطقی یا False در نظر بگیریم، با اعمال +5 ولت به ورودی A یا B و یا هردو، حداقل یکی از ترانزیستورها در ناحیه اشباع قرار می گیرد و ولتاژ خروجی Q برابر +5 ولت خواهد بود که همان True یا 1 منطقی است.

اما در صورتی که هر دو ترانزیستور در ناحیه قطع باشند، یعنی به هر دو ورودی 0 ولت اعمال شود، خروجی نیز برابر 0 ولت یا همان False خواهد بود.

یکی دیگر از مدارهایی که می تواند عملکرد گیت OR را شبیه سازی کند در شکل زیر نمایش داده شده است:

از آی سی های TTL که در خود 4 گیت OR را جا داده اند می توان 7432 و از آی سی های CMOS می توان 4071 را نام برد.

گیت منطقی Not

بدون دیدگاه

ساده ترین گیت منطقی گیت NOT است و در شماتیک به شکل زیر نمایش داده می شود:

همان طور که از نام این گیت معلوم است در صورتی که ورودی اعمال شده به آن مقدار منطقی صحیح یا True یا همان High باشد خروجی برابر مقدار غلط یا False یا همان Low خواهد بود و بالعکس.

یکی از ساده ترین مدارهایی که می تواند همین عمل را شبیه سازی کند مدار تک ترانزیستوری زیر است:

اگر مقدار High را معادل +5 ولت و مقدار Low را 0 ولت فرض کنیم، با اعمال High به A ولتاژ ظاهر شده روی کلکتور و یا همان خروجی Q تقریبا 0 ولت و در واقع Low یا 0 منطقی خواهد بود. چرا که ترانزیستور به اشباع رفته و ولتاژ کلکتور به اندازه ولتاژ اشباع کلکتور – امیتر خواهد بود که مقداری نزدیک به صفر دارد.

به طریق مشابه با اعمال Low به ورودی A ترانزیستور در حالت قطع قرار می گیرد و مقدار دقیق ولتاژی که روی خروجی Q ظاهر می شود برابر Vcc-Ic.Rc خواهد بود که با کوچک در نظر گرفتن Ic می توانیم این ولتاژ را تقریبا برابر +5 ولت یا همان 1 منطقی یا High در نظر بگیریم.

گیت Not را می توان در IC های 7404و 4009 و 4096 یافت.

همچنین این گیت را می توان با استفاده از گیت های NOR و NAND نیز درست کرد که چگونگی آن در شکل زیر نمایش داده شده است.

اسیلاتور

یکی از کاربردهای نوع CMOS این گیت ساخت اسیلاتورهای حلقوی Ring Oscillator است. یکی از ابتدایی ترین مدارهای اسیلاتوری که می توان با گیت NOT ساخت در شکل زیر نمایش داده شده است.

در رابطه بالا F فرکانس اسیلاتور، n تعداد گیت های به کار رفته و Tp زمان انتشار هر گیت است. حست این گونه اسیلاتورها این است که مصرف بسیار پایینی دارند و به سادگی ساخته می شوند.

گیت منطقی And

بدون دیدگاه

همان طور که از نام این گیت مشخص است، خروجی آن فقط زمانی صحیح یا True یا High یا 1 منطقی خواهد بود که دو ورودی هر دو True باشند. نماد شماتیک گیت AND به شکل زیر است:

and gate

و عملکرد آن را به طریق ساده می توان با این شکل نشان داد:

برای تحلیل این گیت مانند گیت NOT فرض می کنیم که ولتاژ +5 معادل مقدار منطقی 1 یا همان صحیح یا True و ولتاژ 0 معادل مقدار منطقی 0 یا False است.

یک مدار ترانزیستوری که عملکرد گیت AND را شبیه سازی می کند در شکل زیر نمایش داده شده است.

کاملا واضح است که اگر ولتاژ هر یک از مقادیر ورودی A و B تقریبا برابر 0 ولت یا در واقع همان Low یا False نباشند ترانزیستور متناظر در حالت قطع قرار گرفته و ولتاژ خروجی Q برابر 0 خواهد بود که همان 0 منطقی است. بنابراین تنها زمانی می توانیم انتظار خروجی High داشته باشیم که هر دو ترانزیستور در حالت اشباع قرار گیرند و این تنها در صورتی امکان پذیر است که هر دو ورودی به طور هم زمان High باشند.

با بسط همین تحلیل می توان دریافت که عمل AND بر روی هر تعداد ورودی تنها زمانی منجر به خروجی True خواهد شد که همه ورودی ها True باشند و تنها False شدن یکی از آنها باعث خواهد شد که خروجی نیز False شود.
آی سی های TTL گیت AND عبارتند از 7408 ، 7811 ، 7421 و آی سی های CMOS مشتمل است بر CD4081 ، CD4073 و CD4082.

مداری که در زیر شماتیکش رو ملاحظه می کنید می تونه سرعت یا دور یک فن DC رو کنترل کنه. این مدار در سایت pcbheaven معرفی شده و ما اون رو بستیم و عملکردش رو بررسی کردیم.

کنترل دور فن

قبل از هر چیز دقت کنید که این فن دو سیمه س و تاکومتر نداره.
کارکرد مدار خیلی ساده س و دردسرهای کنترل سرعت فن با PWM رو نداره.
ولتاژ بیس ترانزیستور به کمک یک ولوم یا پتانسیومتر تعیین می شه و در نتیجه جریانی که از فن می گذره تغییر می کنه و باعث می شه دورش کم و زیاد بشه.
با بالا رفتن جریانی که از کلکتور می گذره ولتاژی که روی امیتر میفته بیشتر می شه و بنابراین بین کلکتور و امیتر ترانزیستور اختلاف ولتاژ کمتری ایجاد می شه و این به این معنیه که هر چه سرعت فن بالاتر باشه اتلاف حرارتی کمتری روی ترانزیستور داریم و بازده بیشتر می شه، و به همین ترتیب اگه دور فن کم باشه ترانزیستور گرمای بیشتری تولید می کنه.
بنابراین ترانزیستور باید مطابق با جریان فن انتخاب بشه و در صورت نیاز هیت سینک هم به کار بره.
درباره خازن C1 هم باید گفت که وجودش الزامی نیست و جلوی نوسانات رو می گیره و اگه با اسیلسکوپ نگاه کنید می بینید که بدون این خازن شکل موج ولتاژ فن دارای ریپل هست.

شاید براتون پیش اومده باشه که نیاز داشته باشین توی یک پروژه میکروکنترلری سرعت یک فن 12 ولت رو کنترل کنید و احتمالا می دونید که یکی از راحت ترین راه حل ها استفاده از PWM هست. یعنی با یکی از پایه های میکروکنترلر یه سیگنال PWM تولید کنیم و با کم و زیاد کردن دیوتی سایکل سرعت فن رو کنترل کنیم.
در این صورت ممکنه با توجه به اینکه ولتاژ کاری میکروکنترلرها کمتر از 12 ولته ( معمولا 5 ولت یا پایین تر ) با این مشکل مواجه شده باشین که چطور می شه این کار رو انجام داد؟
مدار زیر کاری رو که لازمه انجام می ده:

DC pan control

سیگنال pwm رو که به فرض دامنه 5 ولت داره به آند LED اپتوکوپلر اعمال می کنیم. مقاومت R1 و خازن C1 با هم یک فیلتر پایین گذر رو تشکیل می دن و باعث می شن که با کم و زیاد کردن دیوتی سایکل ولتاژ DC که روی پایه 1 اپتوکوپلر افتاده کم و زیاد بشه. در نتیجه مقدار نوری که به گیرنده می رسه هم کم و زیاد می شه و جریان ترانزیستور گیرنده هم تغییر می کنه. حالا هر چقدر این جریان بیشتر بشه ولتاژ بیشتری روی مقاومت R3 می افته و باعث می شه که جریان کلکتور ترانزیستور Q1 هم بالا بره و فن با سرعت بیشتری کار کنه.
انتخاب مقادیر مقاومت R1 و خازن C1 به فرکانس سیگنال PWM ورودی بستگی داره و البته به حداقل جریانی که برای راه اندازی فن لازمه. بنابراین اگر فن جریان بیشتری برای راه اندازی لازم داشته باشه باید مقدار R1 رو کاهش بدین و بعد خازن متناسب با اون رو انتخاب کنبن.
در پایان باید گفت که می شه خازن C1 رو هم در مدار قرار ندین و در این صورت اگه با اسیلسکوپ نگاه کنید ولتاژ کاملا DC روی فن نمی افته و اعوجاج متناسب با سیگنال PWM روش دیده می شه، اما در عمل در عملکرد فن اختلالی ایجاد نمی کنه که ملموس باشه.

در میان معروف ترین سنسورهای اندازه گيري موقعیت ، رمزگذارهاي نوری یا optical encoders در سیستمهای با قابلیت اطمینان نسبتا پایین و رزولوشن ( دقت تعیین مکان ) پایین استفاده مي شوند. این رمزگذار ها به دو نوع افزایشی و مطلق تقسیم می شوند.

رمزگذار افزایشی یا Incremental Encoder

رمزگذار نوری افزایشی که در شکل زیر دیده می شود، دارای یک دیسک است که به بخشهایی تقسيم شده که به ترتیب شفاف و مات هستند. یک منبع نور در یک طرف دیسک ( سمت چپ دیسک داخل شکل )، و یک سنسور نوری در طرف دیگر قرار گرفته است. زماني كه دیسک می چرخد، خروجی آشکارساز بطور متناوب ، بسته به اینکه آیا بخش موردنظر كه بین منبع نور و آشکارساز ظاهر مي شود، شفاف باشد یا کدر ، خاموش و روشن مي شود.

بنابراین رمزگذار، جریاني از پالسهاي موج مربعی توليد مي كند که هنگامی که شمارش انجام مي شود، موقعیت زاویه ای شافت را نشان مي دهد. رزولوشن رمزگذارهای نوری (تعداد بخشهاي مات و شفاف در هر دیسک) می تواند از 100 تا 65000 و با دقتهاي مطلق نزدیک 30 کمان بر ثانیه ( 1/43200 در هر چرخش ) وجود داشته باشند .

در بیشتر رمزگذارهای افزايشي يك منبع نور و سنسور ثانويه قرار داده شده تا از جلوی دسته دیگری از سوراخهای تعبیه شده در دیسک عبور کنند و جهت چرخش دیسک را مشخص نمایند. بسیاری از رمزگذارها نیز یک منبع نور سوم و آشکارساز دارند تا با عبور کردن نشانگر از جلوی آنها ، یک دور چرخش کامل تشخیص داده شود. بدون این نشانگر چرخش ، تشخیص زاویه به صورت مطلق مشکل خواهد بود و تنها به صورت نسبی از لحظه شروع به کار رمزگذار می توان زاویه را اندازه گیری کرد.

نقطه ضعف بالقوه و جدی اين است که رمزگذارهاي افزايشي نیاز به شمارنده هاي خارجی برای تعیین زاویه هاي مطلق در یک چرخش داده شده دارند. اگر برق بطور لحظه ای خاموش شود ، یا اگر رمزگذار یک پالس را به علت نويز یا کثیف بودن دیسک ازدست بدهد، اطلاعات زاویه ای همراه با خطا حاصل خواهد شد.

رمزگذار مطلق یا Absolute Encoder

رمزگذار نوری مطلق یا Absolute Encoder که در شکل زیر یک نمونه از آن را مشاهده می کنید بر این معایب غالب مي شود ، اما نسبت به رمز گذار افزایشی گران تر است. يك دیسک رمزگذار نوری مطلق، به N دایره هم مرکز تقسيم مي شود (براي مثال N=4) و هر بخش نيز بصورت شعاعی در امتداد طول آن به بخش های مات و شفاف تقسیم می گردد، كه یک کلمه منحصر به فرد دیجیتالي N بیتی با بیشترین مقدار 2^N-1 را تشكيل مي دهد. در مثال ما رزولوشن برابر 16 است.

رمزگذار نوری مطلق یا Absolute Encoder که در شکل زیر یک نمونه از آن را مشاهده می کنید بر این معایب غالب مي شود ، اما نسبت به رمز گذار افزایشی گران تر است. يك دیسک رمزگذار نوری مطلق، به N دایره هم مرکز تقسيم مي شود (براي مثال N=4) و هر بخش نيز بصورت شعاعی در امتداد طول آن به بخش های مات و شفاف تقسیم می گردد، كه یک کلمه منحصر به فرد دیجیتالي N بیتی با بیشترین مقدار 2N-1 را تشكيل مي دهد. در مثال ما رزولوشن برابر 16 است

حداکثر رزولوشن كدگذارهاي نوری صنعتی به 16 بیت، با دقتهاي مطلق که به رزولوشن (20 کمان در ثانیه ) مي رسد. با این حال، هر دو كدگذار نوری مطلق و افزایشی ممکن است در محیط های صنعتی دچار آسیب گردد.

دیسک انعکاسی

به جای استفاده از دیسکهای فوق می توان از دیسکهایی استفاده کرد که به جای قسمتهای شفاف و کدر، قسمت های سیاه و براق داشته باشند. در این صورت منبع نور و سنسور هر دو در یک سمت دیسک قرار می گیرند و سنسور با توجه به مقدار نوری که از قسمت سیاه یا براق بازتاب می شود خروجی 0 یا 1 را تولید می کند.

مدار دیمر

بدون دیدگاه

در این مطلب یک مدار دیمر ساده معرفی شده
دیمر مداری هست که با برش زدن ولتاژ سینوسی منبع در زمان مشخص شده در هم نیم سیکل فقط بخشی از توان رو به بار انتقال می ده.
می تونیم در شکل زیر نحوه برش خوردن ولتاژی که روی بار میفته رو ببینیم و با ولتاژ منبع مقایسه کنیم.

شکل موج سیگنال اولیه
شکل موج برش خورده

مداری که این کار رو انجام می ده در شکل زیر دیده می شه

قطعه ای که عمل کلید زنی رو انجام می ده ترایاک نامیده می شه. ترایاک های مختلف می تونن جریان ها و ولتاژهای مختلف رو تحمل کنند. بنابراین باید ببینیم که بارمون چقدر جریان می کشه و ترایاک مناسب رو انتخاب کنیم. ترایاک های متداول در بازار ما عبارتند از سری BT13X و BTAXX عددی که در اسم ترایاکهای بالا به کار میره نشون میده که چقدر می تونن جریان تحمل کنن. مثلا BT136 می تونه 4 آمپر تحمل کنه و BTA16 می تونه 16 آمپر تحمل کنه. تفاوت این دو سری در اینه که در سری BTA بدنه فلزی به هیچ یک از پایه ها وصل نیست. اما ویژگیهای ترایاک به تنهایی نمی تونه تضمین کنه که تا حداکثر جریان نامی رو بتونه تحمل کنه و بسته به بار باید از هیت سینک مناسب استفاده بشه. خازنها هم حتما باید ولتاژ بالا باشند تا نسوزند. معمولا از خازنهای پلی استر ولتاژ بالا استفاده می شه. ولوم می تونه 500 کیلو یا 250 کیلو اهم باشه. با چرخوندن ولوم زاوبه آتش ترایاک عوض می شه و ولتاژی که روی بار میفته تنظیم می شه.
نکته مهم درباره دیمرها اینه که معمولا برای بارهای غیر القایی به کار می رن، مثل لامپ رشته ای و المنت. بنابراین معمولا برای تنظیم دور موتور استفاده نمی شه و همچنین نور لامپهای کم مصرف و فلوروسنت رو هم نمی شه با این دیمر کم و زیاد کرد. البته روی بعضی موتورها بویژه موتورهای یونیورسال قابل استفاده است اما با چرخوندن ولوم سرعت موتور خیلی نرم کم و زیاد نمی شه.

اگه از کسانی هستین که قصد استفاده از سینتی سایزرهای دیجیتال DDS رو دارین احتمالا متوجه شدین که خروجی این ماژول ها دامنه زیادی نداره و مثلا در مورد AD9850 که همینجا در کاراکیت معرفی شده اگه تغذیه 5 ولت باشه دامنه خروجی 0.5 ولت خواهد بود.
بنابراین به یه مدار تقویت کننده احتیاج داریم که بتونه ولتاژ رو به حد دالخواه تقویت کنه و جریان مورد نیاز برای بارهای با امپدانس کم رو هم فراهم کنه.
یکی از مدارهای خیلی مناسب تقویت کننده دو طبقه فیدبک داری هست که شکلش در زیر دیده میشه:

این تقویت کننده برای ولتاژ تغذیه 60 ولت طراحی شده و مقاومتها باید وات بالا باشند. در صورتی که بخواین از ولتاژ تغذیه کمتر استفاده کنین باید مقدار مقاومتها رو کم کنین.
خازنهای کوپلینگ در ورودی و خروجی قرار داده شدند تا جلوی بایاس DC گرفته بشه ، در صورتیکه از این خازنها استفاده نشه احتمال آسیب دیدن DDS یا بار یا خود تقویت کننده وجود داره.
ترانزیستوری که استفاده شده BD139 هست که می تونه ولتاژ و جریان مورد نیاز رو تحمل کنه.
و آخرین نکته هم اینه که باید زمین تقویت کننده به زمین DDS متصل بشه.

همین طور که می دونید نرم افزار Altium Designer از بهترین و قدرتمندترین نرم افزارهای طراحی مدار به شمار می ره. در میان انبوه تواناییهای این نرم افزار ، یکی توانایی نمایش سه بعدی مدار و از اون مهمتر قابلیت تولید فرمت خروجی STEP هست.

حتما مطلع هستید که فایلهای با فرمت STEP فایلهای استانداردی هستند که اکثر نرم افزارهای CAD اون رو می شناسند و برای دستگاههایی مثل CNC و پرینترهای سه بعدی هم قابل شناسایی هست. این فایلها غیر از پسوند STEP از پسوندهای STP و STE هم استفاده می کنند.

شاید برای بعضیها سوال پیش بیاد که اصلا این قابلیت به چه دردمون می خوره؟

فرض کنید که قراره دستگاهی تولید کنید و لازمه که مدل سه بعدی همه قطعات به کار رفته در اون دستگاه رو داشته باشید. طراحی یک برد الکترونیکی در یک نرم افزار طراحی سه بعدی مثل Solidworks چندان راحت نیست. در چنین شرایطی نرم افزار آلتیوم به کمکتون میاد.

در نرم افزار آلتیوم برای مشاهده برد به صورت 3 بعدی کافیه دکمه 3 رو فشار بدید و برای برگشتن به حالت 2

بعدی دکمه 2 رو. اما برای تولید فایل 3 بعدی خروجی فایل PCB رو باز کنید، از منوی فایل گزینه Save As رو انتخاب کنید و بعد در پنجره ذخیره نوع فایل رو از منوی بازشدنی پایین پنجره EXPORT STEP انتخاب کنید. نام دلخواهتون رو تایپ کنید و روی دکمه save کلیک کنید.

کار تولید فایل سه بعدی به سادگی انجام شد. حالا می تونید با نرم افزارهای سه بعدی متداول فایلتون رو Import کنید. البته لازمه بدونید که بعضی جزییات ممکنه در فایل 3 بعدی اضافه نشده باشند. مثلا ترکها، و همین طور قطعاتی که توی نرم افزار آلتیوم فاقد مدل 3بعدی هستند در فایل نهایی هم دیده نمی شن. اما به هر حال فایلتون از نظر ابعادی و ظاهری مناسب و قابل استفاده است و کار طراحی سه بعدی رو خیلی راحت می کنه.

در صورتی که می خواین این فایل رو در خارج از آلتیوم مشاهده کنین و یا از سالم و درست بودن اون مطمئن بشین می تونین از نرم افزارهای رایگان مثل STP viewer استفاده کنین. این نرم افزار کم حجمه و کار کردن باهاش خیلی راحته و می تونید از سایت http://stpviewer.com به صورت رایگان دانلودش کنین.